
زراتشت نامه , نام کتاب شعری است که 700 سال پیش توسط بهرام پژدو سروده شد. در این کتاب زندگی اشو زرتشت , درقالـب شعر به نگارش در آمد. به یاد این کتاب ارزشمند، نام این سایت را زراتشت نامه نهادم. نوشتارهای این تارنگار هر دو هفته یکبار (چهارشنبه ها) به روز رسانی می شود.مطالب اين سايت در چارچوب قانون اساسي كشور ايران مي باشد؛
این خبر را اعلام کردم تا شاید برایم شیرینی بیاورید
دوستان من با درود بیکران و تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال نو با پوزش از تاخیر چند هفته ای در انتشار نوشتار های زراتشت نامه.امروز زراتشت نامه با نام اختصاصی فعالیت خود را از سر گرفت، از این پس به سایت زراتشت نامه با نشانی اصلی آن مراجعه کنید ، منتظر حضور شما و به ویژه نظرات و پیشنهادات شما هستم؛
گشايش سايت زراتشت نامه تا چند روز ديگر
سايت اينترنتي زراتشت نامه تا چند روز ديگر به فعاليت خود بر روي اينترنت ادامه خواهد داد. اين سايت در حال حاضر در دست ساخت مي باشد؛
تغيير نشاني سايت زراتشت نامه در آينده نزديك
در ابتدا از همه شما دوستان عذرخواهي مي كنم كه بروز رساني سايت در روز تعيين شده انجام نشد و نيز بايد اعلام كنم كه روند كاري اين سايت در آينده نزديك تغيير خواهد كرد و نشاني آن نيز عوض خواهد شد.ماه ها قبل كه راه اندازي يك سايت آشنايي با دين زرتشت و ايران باستان را شروع كرديم از يك سرويس رايگان كرديم كه مشكلات بسيار زيادي براي راه اندازي سايت وجود داشت ولي امروز كه آمار بازديدكنندگان بسيار بالا رفته است و اين سرويس جواب گوي پذيرش حدود دو هزار بازديد در ماه را ندارد بنابر اين امروز با كمال افتخار عزم خود را جزم كرده ايم تا يك ميزباني اختصاصي براي ادامه ي حضور نشريه اينترنتي زراتشت نامه بر روي اينترنت فراهم كنيم و همچنان براي شناساندن شكوه و عظمت سرزمين اهوراييمان تلاش كنيم و نيازمند راهنمايي ها و پيشنهادات شما دوستان نيز هستيم؛در هر صورت هر گونه تغييري را از طريق همين سايت به اطلاع شما مي رسانيم؛
به علت مسايلي كه گفته شد نوشتاري كه براي امروز قرار بود نگاشته شود نتوانستم منتشر كنم و مطلبي غير مرتبط با دين زرتشت مي نويسم.در هر صورت باز هم پوزش مي طلبم و نيز منتظر نشاني جديد سايت باشيد كه به اطلاعتان مي رسانم؛
زندگينامه پروين اعتصامي در چند سطر

پروين اعتصامي ، فرزند يوسف اعتصامي (اعتصام الملك)، شاعر توانا و نامدار شعر پارسي، در سال 1285 هجري شمسي در روز بيست و پنجم اسفند ماه، در شهر تبريز ديده به جهان گشود. در كودكي، همراه پدر به تهران آمد، ادبيات پارسي و عربي را نزد پدر فرا گرفت و از هشت سالگي شروع به شعر گفتن كرد. در سال 1303 هجري شمسي دوره مدرسه امريكايي تهران را با موفقيت به پايان رساند. مدتي در همان مدرسه ، به تدريس مشغول بود و سپس در كتابخانه اي مشغول به كارشد. در سال 1313 هجري شمسي با پسرعمويش ازدواج كرد و چهار ماه پس از ازدواج، همراه شوهرش به كرمانشاه رفت؛ ولي به زودي از همسرش جدا شد و به خانه پدري در تهران بازگشت. در سال 1320 در سن سي وپنج سالگي به بيماري حصبه مبتلا شد و به بستر بيماري افتاد و با همين بيماري دار فاني را وداع گفت.
در پايان پيشنهاد مي كنم از تارنماي دوست عزيزم بهرنگ(تارنماي كورش و آزادي) كه نوشتاري درباره سد سيوند دارند ديدن فرماييد.براي خواندن نوشتار ايشان اينجا را كليك كنيد؛
جشن بزرگ سده بر همه ايرانيان خجسته باد
از ميان جشن هاي گوناگون در آيين زرتشت جشن سده اهميت بسيار زيادي برخوردار است. از آنجا كه آتش نزد زرتشتيان بسيار مقدس است، جشن سده نيز كه جشن پيدايش آتش است خود بخود داراي اهميت فراواني مي شود و مي توان جشن سده را يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز به شمار آورد. جشن سده هر سال دهم بهمن ماه به تقويم زرتشتي برگزار مي شود. در اين روز كوهي از هيزم و خار و خاشاك كه از قبل تهيه شده، آماده مي كنند . پس از انجام سخنراني ها و ستايش پروردگار، و در حال خواندن اوستا ، هيزم را آتش مي زنند، آتش به تدريج شعله ور مي شود و به آسمان زبانه مي كشد و با افروخته شدن آتش مردمي كه در دور آن حلقه زده اند هورا و هلهله مي كشند و صداي خنده و شادي آنها فضا را پر مي كند. پخش كردن شيريني و تنقلات نيز از ديگر كارهايي است كه در جشن سده انجام مي شود.


و اما داستان پيدايش آتش و برگزاري جشن سده : دليل برگزاري جشن سده كشف آتش توسط ايرانيان است كه در روز دهم بهمن ماه به تقويم زرتشتي رخ داد و به اين مناسبت هر سال دهم بهمن ماه جشن سده برگزار مي شود. نقل است كه هوشنگ شاه ، پادشاه نام آور پيشدادي به همراه درباريان وهمراهان خود براي گردش به سوي كوهي مي رفت در راه به مار سياه بزرگي برخورد مي كند. شاه و درباريان بسيار وحشت زده مي شوند.هوشنگ شاه سنگي برمي دارد تا به سوي مار پرتاب كند وسنگ به اشتباه به جاي آنكه به مار برخورد كند به سنگ ديگري برخورد مي كند و در اثر اين برخورد جرقه اي پديد مي آيد كه بر خس و خاشاك اطراف برخورد مي كند و آتش پديد مي آيد ومار مي گريزد ، شاه و درباريان كه تا آن روز آتش نديده بودند شگفت زده مي شوند و وآن را روشن نگاه داشته و مقدس مي دارند وبديسان آتش كشف مي شود. از آن پس ايرانيان به پاس آن حادثه بزرگ هر سال جشني برگزار مي كنند به نام جشن سده (جشن پيدايش آتش).
نگارنده: آديش
داستان ازدواج پوروچيستا
داستان ازدواج دختر زرتشت،
پوروچیستا در اوستا بخش یسنا قسمت 53 آمده است که این داستان از جنبه های گوناگونی دارای اهمیت و ارزش فراوانی است شرح عروسی پوروچیستا بیانگر حقوق والای یک زن در دین زرتشت است. برطبق آیات گوهربار اوستا، زرتشت جوان ترین دختر خود را در مجلس عروسی مخاطب قرار می دهد. پدر برای دخترش شوهری انتخاب کرده که در منش و کنش بی نظیر است اما با این حال به هیچ وجه تمایل ندارد تا دخترش بدون اندیشه و تفکر نظر او را بپذیرد و گفتارش این چنین استاینک تو ای پوروچیستا از خاندان اسپیتمان و جوان ترین دختر زرتشت هستی ، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست کرداران و پشتیبانان آیین است جهت همسری تو برگزیدم پس اکنون برو و در این باره بیاندیش و خردت را راهنما قرار بده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج بپرداز ؛
پوروچیستا به توصیه پدر و با اندیشیدن موافقت خود را برای این ازدواج اعلام می کند
. پس زرتشت دوباره در این مجلس به سخن می آید و برای حاضران به ویژه دختران و پسران جوان خطابه ای می خواندای دختران و ای پسران جوان که در آستانه زندگی زناشویی قرار گرفته اید، اینک آگاهتان می سازم و پندم را به خاطر نقش کنید و از یاد نبرید
. با کوشش و همت از طریق راستی رهسپار باشید، هر یک از شما باید در کردار و گفتار و اندیشه نیک از دیگری پیش جوید. پندتان می دهم تا رونده این راه باشید و هر یک در زندگی رفتاری کنید که آن دیگری خوش و خرم باشد؛این داستان بیانگر این است مقام زن در زمان زرتشت و حتی پیش از او در جوامع ایرانی محترم و باارزش بوده است
. اراده زنان و دوشیزگان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده اند و چه هنگامی که ازدواج کرده و به خانه شوهر می رفتند، استقلال داشت و قادر بود تا از روی خرد و درک، واقعیت و حقانیت خود را به اثبات رسانیده و تحمیل کند؛
يكي از هم ميهنانمان از تبريز شعر زيبايي برايم فرستادند كه اينجا نيز مي نويسم،اميدوارم خوشتان بيايد
تو به من خنديدي .......و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكراركنان، مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا خانه ي كوچك ما سيب نداشت
گاهنبارها
،جشن های ششگانه سالبر طبق آیات اوستا و روایات زرتشتی، زرتشتیان بر این باورند که آفرینش در شش مرحله از سوی اهورامزدا انجام يافته است. چنان چه ادیان دیگر نیز در این باره تأثیر شگرفی از آیین زرتشت پذیرفتند. مثلا در تورات (کتاب مقدس يهودیان) نیز اشاره شده که خدواند آفرینش را در شش روز انجام داد. و در آیه 52 سوره اعراف در قرآن كريم می خوانیم: «خلق الله السموات و الارض فی ستة الایام» یعنی خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز (مرحله) آفرید. و بدینسان دین زرتشت دینی بود که حتی الگوی ادیان دیگر واقع شد؛
زرتشتیان
به هر مرحله از این شش مرحله آفرینش گاهنبار گویند که بدین ترتیب است:گاهنبار
نخست: مدیو زرمه (madyoozarema)گاهنبار
دوم: مدیو شم (madyooshem)گاهنبار
سوم: پتیه شهیم((patya shahimگاهنبار
چهارم: ایاسرم (ayasarem)گاهنبار
پنجم: مدیارم (madyarem)گاهنبار
ششم: همسپتمدم (hamas pat madem)هر
کدام از این جشن ها پنج روز به طول می کشید که روز پنجم آن مهم ترین روز آن بود.نام
گاهنبار نخست همان طور که خواندید مدیوزرمه است که به معنی وسط بهار می باشد و هنگام آن از دهم اردیبهشت تا 15 اردیبهشت است. گاهنبار دوم مدیوشم است هنگام آن از دهم تیر ماه تا 15 تیرماه می باشد. گاهنبار سوم پتیه شهیم است و هنگام آن از 25 شهریور تا30 شهریور است. گاهنبار چهارم ایاسرم نام دارد و زمان آن از 25 مهر تا 30 مهرماه است. گاهنبار پنجم که مدیارم نام داشت که از 15 دی تا 20 دی ماه برگزار می شود و گاهنبار ششم که آخرین گاهنبار است همسپتمدم نام دارد که به معنی برابر شدن ساعات روز و شب است و هنگام آخرین روز سال می باشد؛در سنت زرتشتی در این روزها لازم است مراسم جشن و شادمانی همراه با برگزاری مراسم دینی و مذهبی برگزار شود، در این روزها برهمگان لازم است تا در اندازه توانایی خویش انفاق و کمک کنند. البته در آیین زرتشت انفاق تنها به این معنی نیست به فقیری کمک کنیم بلکه حتی اگر آذوقه تعدادی حیوان را که آفریده اهورامزدا است تأمین کنیم، خود نوعی انفاق به شمار می آید؛
این جشن ها در قدیم در کل سرزمین ایران برگزار می شد که امروزه بین جامعه زرتشتیان ایران نیز با همان شکوه برگزار می شود؛
«
آفرینش جهان از من (اهورامزدا) در سيصد و شصد و پنج روز که شش گاهنبار سال باشد انجام شد»
اوستا، كتاب آسماني زرتشتيان
avesta
نام كتاب مقدس زرتشتيان
اوستا مي باشد. كه در واقع كهن ترين كتاب ديني و فلسفي تاريخ است . اكنون به بررسي چارچوب و كليت اوستا مي پردازيم . اوستا شامل پنج بخش مي باشد به ترتيب زيربخش نخست :
يسنا yasnaبخش دوم:
يشتها yasht haبخش سوم:
ويسپرد visparadبخش چهارم :
خرده اوستابخش پنجم: گاتها كه در خود يسنا ها جاي داده شده است؛
مهم ترين بخش اوستا گاتها بوده كه سخنان و درواقع سرود هاي خود زرتشت مي باشد.به عقيده بزرگترين فلاسفه و دانشمندان جهان گاتها از نظر فلسفه و آموزش هاي اخلاقي يگانه شاهكار مكتوب تاريخ بشري است. گاتها هميشه براي فيلسوفان موردي بي بديل و شگفت انگيز بوده و مي باشد و بزرگترين پرسش هاي فلسفي را به روشني اثبات و توجيه كرده است.موضوع جبر و اختيار در گاتها آنچنان توجيه شده كه كه در هيچ يك از مكاتب بشري و آسماني به اين روشني اثبات نشده. موضوع خير و شر براي نخستين بار در گاتها به طور تمام و كمال اثبات شد. موضوع روح و بعد دوم انسان نخستين بار در گاتها آن هم در حد اعلاي خود توجيه شد.خداشناسي و اخلاق و آزادي در گاتها به علو درجه خويش رسيد.تا جايي كه به گفته فرانسيس پاوركوب : مشكل است تصور كنيم اگر زرتشت وجود نمي داشت، باورهاي بشر،اكنون به چه صورت مي بود؟؟؟
براي تهيه اوستا اگر در تهران باشيد مي توانيد به فروشگاه فروهر واقع در خيابان انقلاب، ابتداي خيابان فلسطين جنوبي ، شماره شش، انتشارات فروهر مراجعه كنيد. در ضمن به خوانندگان هميشگي اين سايت توصيه مي كنم كه جهت آشنايي با دين زرتشت هرگز به مطالب اين سايت و سايت هاي ديگر دوستان بسنده نكنيد.اين سايت تنها جهت آشنايي ابتدايي با دين زرتشت مي باشد وحتما از كتاب هاي مفيد در اين زمينه بهره ببريد.اگر هم هيچ اطلاعي از دين و آموزش هاي زرتشت نداريد توصيه نمي شود كه يك راست به سراغ اوستا برويد، بلكه ابتدا كتاب هايي جهت آشنايي با دين و آموزش هاي زرتشت بخوانيد. بنده يكي از كتاب هايي را كه نسبت به ديگر كتاب ها مفيد تر است معرفي مي كنم؛
زرتشت، پيامبر ايران باستان ، نوشته هاشم رضي، انتشارات بهجت كه از همان فروشگاه فروهر يا هر كتاب فروشي معتبر ديگري مي توانيد تهيه كنيد؛

سخنان پروفسور میلز، یکی از نام آور ترین پژوهندگان و دین شناسان درباره دین زرتشت
به پژوهندگان اوستا می توانیم نازک ترین و پراثرترین نکته هایی را که در نوشته های باستانی
یافت می شود هدیه دهیم. زرتشت برای ما سخنانی آورده که هر هجای آن از فکر انباشته است. فشردگی فکر در آن به اندازه ای است که مانند ندارد. این دستورهای چندین هزار سال پیش امروز ما را از بندها رهایی می بخشد. حق ناشناسی است اگر آن ها را نادیده گیریم یا پنهان سازیم؛سرودهای زرتشت نخستین کوشش روشن و گویا را برای به ساختن و نو کردن دل مردمان در بردارد و امروز هم در همه دین های ما زنده است و شاید آینده نیز بدان آویخته باشد
. این سرودها به راستی در منش یکه و بی همتا است و منش هرگز پیر نمی شود. بر جهان امروز است که آن ها را به کار بندد؛ جهان باید با دلبستگی فراوان به بررسی گاتها پردازد چون نخستین بار در گاتها پایه های منش زندگی به طرزی بسیار اثر بخش و نیرومند نموده شده است. در سرودهای زرتشت سر و کار ما با بنیاد فکرهای دینی و منشی است و در آن ها جوهر زندگی راست و درست را می یابیم که بی آن هنوز از جانوران پست تر می بودیم. از هر سطر آن سرودها ارزش های معنوی بلند و برجسته به روی ما می تابد؛آن چه در جهان امروز نکو است همچون زنجیر ناگسیخته ای از گذشته به ما رسیده است
. داستان و سرگذشت انسان اینجا بازیچه نیست و گاتها بنیاد این داستان است؛حق داریم و می توانیم به آزادی بگوییم که اوستا کهن ترین سند دین درونی است که جوینده و آزماینده منش و گفتار و رفتار است
؛باز شناختن و جداکردن مردمان از یکدیگر از روی منش و گفتار و رفتار برای آن زمان بی مانند بود
. این ها بی شک چند واژه کوچک بیش نیست و امروز زبانزد همه است ولی اگر به کار بسته شود هنوز چه ژرف است؛این فکر بی همتا در این چند واژه در داستان رهایی انسان از پستی حیوانی پیشامد برجسته ای بود که راه زندگی انسان را دگرگون ساخت
. همه آگاهند که اگر از آن پیروی شود جهان از مرگ گناه به زندگی راستی و درستی راه می یابد. این رهبری به زندگانی معنوی، شکفتن فکري نو در داستان پیشرفت فرهنگ مردمان بود؛شگفت فکری است برای آن زمان و شگفت است برای همه زمان ها اگر بتوانیم چشمان خود را برای دریافت آن باز کنیم
. اوستا کهن ترین جویندگی معنوی انسان را دربردارد و از نظر نفوذ بی اندازه ای که در خداشناسی یهودی و مسیحی و اسلامی داشته در پرداخت دین و ساخت سرنوشت روان مردم اثر کارآمدی دارد. هرگز کسی به هیچ زبانی ، بلندی شگرف این کهن ترین تکه های اوستا رد نکرده است کجا در فکر انسان ، چنین بلندی و شکوه یافت شده است؟؟ !! حق دارد ایران از او سرافراز باشد که آوازه اش جهانگیر و نامش در نزد همه گرامی است؛
در پايان از كساني كه به بنده ايميل مي دهند تشكر مي كنم.ايميل هاي خانم ها اذانچيلر، شمس آبادي و آقايان بازرگان، محبي ،كيوان بدستم رسيد.در ضمن خواهش مي كنم از ارسال ايميل هايي كه حاوي مطالب سياسي است خودداري فرماييد؛
با تشكر******** آديش
دین
زرتشت، دینی که انسان را به اندیشیدن رهنمون می سازدموردی
که در دین زرتشت و آیات اوستا بسیار به آن سفارش شده ، به کار بردن نیروی اندیشه در تمام موارد زندگی است. دين زرتشت بارها و بارها به پیروان خود دستور داده که پیش از انجام هرکاری ابتدا اندیشه و فکر را راهنما قرار دهند و پس از آن ، آن کار را انجام دهند. زرتشت حتی مردمان را در پذیرفتن آیین زرتشت بدون فکر و اندیشه دعوت نمی کند و برای پذیرفتن دین زرتشت در آن زمان هیچ اجباری قرار نداد و همواره می فرمود درباره این آیین ابتدا بیندیشید و بعد آزادانه راه خود را انتخاب کنید. همانطور که می دانید سه شعار معروف دین زرتشت، اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است. و اندیشه نیک نخستین جایگاه را دارد و بعد از آن گفتار و کردار نیک است. چرا که انسان پیش از هر کاری باید بیندیشد و بعد اندیشه را به گفتار و کردار درآورد. اینک بنده برخي از آن آیه های اوستا و سخنان زرتشت را که انسان را پیش از هر کاری به اندیشیدن وامی دارد گردآوری کرده ام و عینا برایتان می نویسم .امید است از نوشته های زیر که دقیقا از متن اوستا گرفته شده بهره لازم را ببرید:
بشنوید
این سخنان را، با اندیشه روشن بنگرید ، مرد و زن بایستی خود این چنین با خرد و اندیشه راه خویش را برگزینند (اوستا ، يسنا، بخش 30 )؛درآيه بالا مي گويد هر كس راه خود را بايد با فكر برگزيند.همچنين در جاهاي گوناگون اوستا نام زن و مرد با هم آمده و انسانها بر اساس شايستگيشان سنجش مي شوند نه جنسيت؛
آنگاه
که زمان مفهوم يافت، آن دو گوهر همزاد نخستین پیدا شدند، آن دو گوهری که يكي شان دراندیشه و گفتار و کردار نیک بود و دیگری زشت؛ از میان این دو مردمان بایستی با داوری فکر اندیشه راه نیک را برگزینند، نه راه بد را (اوستا ، يسنا، بخش 30)؛اینک
ای مردمان ، به آیینی که فرستاده خداوند جان و خرد است نیک بنگرید، نیک بیاندیشید، فرمان ها را نگاه دارید، به خوشی و رنج این دنیا بنگرید، در پاداش نیک واپسین و مکافات دیرپای بدکاران به ژرفی اندیشه کنید (اوستا، يسنا، بخش 30 )؛آن
گونه تو را شناختم ای اهورامزدا، که از روی فکر، به درون اندیشه کردم. سپس دریافتم که تویی خرد کل جهان و چون در اندیشه ، تو را دریافتم، در سراسر هستی نیز تو را دیدم، تویی که آغازی و تویی که انجامی و تویی که خداوند جان و خرد و سرور راستی هستی (اوستا، يسنا، بخش 31 )؛ای
اهورامزدا، تو در جان ما نیروی گزینش و تشخیص ودیعه کردی و از خرد کل جهانی جانمان را بیامیختی و آن گاه راه و بی راه در جهان پیدا شد، هر کسی اختیار و آزادی داشت تا راه را برگزیند (يسنا، بخش 31 )؛در آيه بالا
زرتشت اشاره به وجود اختيار ونيروي گزينش در آدمي مي كند. توجه كنيد كه زرتشت نخستين فيلسوفي بود كه در تاريخ به موضوع جبر و اختيار پرداخت و آن را چنان توجيه كرد كه هنوز هيچ دين و فلسفه اي به اين روشني نتوانسته اثبات كند؛همه
بایستی از روی فکر به گفتار و آموزش دیگران گوش فرا دهند (يسنا، بخش 31 )؛به
درگاه اهورا مزدا گله می کنم، از آن کسی که با گفتار نابخردانه اش ، مردم را از راه فکر کردن باز می دارد و نیک منشی را به تباهی می کشاند (يسنا، بخش 32 )؛منم
زرتشت، منم راهنمای مردم، که به نیروی راستی و پاک منشی و از روی فکر اندیشه کردم تا راه راستین را دریافتم (يسنا، بخش 33 )؛هر
گاه از روی فکر و با دیده دل بنگرید همگان درخواهید يافت که او همه جا آشکار و هویدا است. اینک ای مردمان پرهیزتان می دهم از آن که مبادا آن پیشوایان دروغین با بدآموزی هاشان گمراه تان سازند و زندگی راستین را برای شما تباه و آلوده گردانند (يسنا، بخش 45 )؛در آيه بالا اشاره شده كه خداوند را فقط مي توان با ديده دل نگاه كرد و بازانسان را به تفكر فرامي خواند؛
آن
هنگامی که با آفرینش ، آدمی را بر ساختی، و کالبد پدید آوردی و در آن جان و روان بنهادی و از منش نیک خویش در پیکرها روشنایی شناخت نیک و بد بخشیدی و نیروی کار و آموزش های درست ارمغان نمودی تا آنکه هر کس آزادانه دین و آیین خویش برگزیند (يسنا، بخش 31 )؛در اين آيه آزادي انسان به نهايت درجه مي رسد. به عقيده من اگر هزار بار هم اين آيه را بخوانيم باز هم كم است. در اينجا نخست مي گويد كه خداوند نيروي گزينش و انتخاب و نيروي شناختن خوب و بد را در انسان نهاد و پس از آن مي گويد كه اين اختيار براي آن است كه هر كس آزادانه دين خود را انتخاب كند. آزادي اديان كه پس از هزاران سال به دنبال آنيم در دين زرتشت به اوج خود مي رسد. به جرات مي توانيم ادعا كنيم كه دين زرتشت مظهر و نماد آزادي و آزادگي است و هيچ ديني تا اين اندازه به آزادي، اين واژه مقدس، احترام نگذاشته است؛
منم
زرتشت ، که برمی خوانم اینک بزرگان و سران خان و مان ها، روستاها، شهرها و کشورها را که برابر این دین اهورایی زرتشتی بیندیشند و آنگاه اندیشه ها را به گفتار و کردار درآورند (يسنا، بخش 8 )؛در اين آيه مي بينيم كه زرتشت به انسانها توصيه مي كند كه در مورد هر چيز و حتي دين زرتشت ابتدا بينديشند و بعد عمل كنند و بدون انديشه هيچ چيز حتي دين خود او را نيز نپذيرند
؛بشنوید
به گوش هوش آموزش هایم را ، به داوری خرد بسنجید و با منش روشن به ژرفا بنگرید پیش از آن که از میان دو راه نیک و راه بد يكي را برگزینید
جشن آذرگان
واژه آذر به معني آتش است
.آتش نزد زرتشتيان بسيار مقدس است و آن را گرامي مي دارند. آتش همواره از گذشته تاكنون بهترين و سريع ترين عنصر پاك كننده مي باشد و نيز نمادي است از خداوند. در تقويم زرتشتيان ، روز نهم از هر ماه ، آذر نام دارد .بنابراين هر سال در روز نهم آذر به موجب برخورد نام ماه و نام روز جشني به نام جشن آذرگان برگزار مي شود.زرتشتيان در اين جشن ، اغلب با لباس آراسته و تميز به آتشكده مي روند.نيايش هاي روزانه خود را انجام مي دهند و به پرستش خداوند يگانه مي پردازند و اين روز را با جشن و شادماني گرامي مي دارند؛
اندرز كورش بزرگ به هنگام بازگشت به جهان فروغ بي پايان
فرزندان من، دوستان من
! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته ام.من آن را با نشانه هاي آشكار دريافته ام.وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اينست كه اين احساس در اعمال و رفتار شما مشهود باشد ،زيرا من به هنگام كودكي ، جواني و پيري بختيار بوده ام.هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نمي كنم كه از هنگام جواني ضعيف ترم؛من دوستان را به خاطر نيكويي هاي خود خوشبخت و دشمنانم را مطيع خويش ديده ام؛زادگاه من قطعه كوچكي از آسيا بود
,من آن را اكنون مفتخر و بلند پايه باز مي گذارم. در اين هنگام كه به دنياي ديگر مي گذرم ، شما و ميهنم را خوشبخت مي بينم و از اين رو ميل دارم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نا بساماني روي ندهد. من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست دارم ولي فرزند بزرگترم كه كار آزموده تر است كشور را سامان خواهد داد؛
فرزندانم
! من شما را از كودكي چنان تربيت كرده ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانترها از شما آزرم دارند.تو كمبوجيه ، مپندار كه عصاي زرين پادشاهي ، تخت و تاجت را نگه خواهد داشت.دوستان صميمي براي پادشاه عصاي بهتري هستند.هر كس بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري بدست نتوان آورد؛به نام خدا و پدران درگذشته ما ، اي فرزندان
اگر مي خواهيد مرا شادمان كنيد نسبت به يكديگر آزرم داشته باشيد؛پيكر بي جان مرا هنگامي كه ديگر دراين دنيا نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هرچه زودتر آن را به خاك بسپاريد.چه بهتر از اينكه انسان به خاك كه اين همه چيزهاي زيبا و نيكو مي پرورد آميخته گردد؛
اكنون احساس مي كنم جان از پيكرم مي گسلد...اگر در ميان شما كسي مي خواهد دست مرا بگيرد،هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي فرزندانم.از تمام پارسيان و متحدان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضرگردند و مرا از اينكه ديگر از هيچ گونه بدي رنج نخواهم برد تهنيت گويند؛به آخرين اندرز من گوش فرادهيد. اگر مي خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد ، به دوستان خود نيكي كنيد؛
خداحافظ دوستان گرامي و پسران من، خداحافظ
پس از اين گفتار ، كورش روي خود را پوشاند و در گذشت؛
برگرفته شده از
: كتاب ايرانويج / دكتر بهرام فره وشي/ انتشارات دانشگاه تهران
پاسخ به پرسش ها
دين زرتشت را در يك بند توصيف كنيد.
بر اساس آموزش هاي دين زرتشت يك زرتشتي هر كاري را كه باعث آسايش و پيشرفت وي و نيز پيشرفت جهان در زندگي مي شود مي تواند انجام دهد به شرط اينكه در زندگي موجب آزار به هيچ مخلوقي اعم از انسان ها ، حيوانات و گياهان نشود و نيز به هيچ يك از چهار آخشيج( آب ، آتش ، خاك ، هوا) آسيب نرساند و تمام كوشش خود را بكند تا در پناه خداوند يگانه انديشه و كردار و گفتار نيك را سر مشق زندگي خود قرار دهد؛لازم است اعلام كنم كه از اين پس اين وبلاگ هر دو هفته چهارشنبه ها به روز رساني مي شود؛
در ضمن درباره سايت هاي ديگر نيز كه به اين سايت لينك داده اند بايد اعلام كنم كه بنده هيچ مسؤوليتي در قبال محتواي سايت هاي لينك دهنده و نيز لينك شده ندارم. سايت زراتشت نامه تنها يك سايت اطلاع رساني زرتشتيان مي باشد و محتواي آن در چارچوب قانون اساسي كشور ايران است و به هيچ وجه قصد مقايسه اديان را ندارد؛
در
اين نوشتاردرباره استوانه فرمان كورش بزرگ، شاهنشاهي كه قرن ها پس از اشوزرتشت ، پيامبر ايران باستان مي زيسته است و نمودار يك آريايي زرتشتي مي باشد مي نويسم. بنده در اين وبلاگ بيشتر به موضوعات ديني مي پردازم ولي اين بار در رابطه با اين موضوع تاريخي كه باعث افتخار هر ايراني(چه زرتشتي و چه غير زرتشتي) مي باشد مي پردازم ؛
اين
استوانه ي فرمان كورش است كه در خرابه هاي بابل پيدا شده و اصل آن در موزه بريتانياست. اين استوانه را باستان شناس كلداني به نام هرمزد رسام در سال 1879ميلادي كه گروه باستانشناسي انگليسي در خرابه هاي بابل كاوش هاي باستانشناسي مي كرد، در ميان ويرانه ها يافت و اكنون اصل آن در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.اين استوانه بسيار ارجمند است، فرمان شاهنشاه ايران ، كورش است كه بزرگ منش ، حكيم و بزرگوار بود. او هنگامي كه در سال 539 پيش از ميلاد بدون جنگ و خونريزي وارد بابل گشت، فرمان داد تا اين استوانه را بنويسند.اين فرمان نوشته هاي بيشتري داشته است ولي قسمت بزرگي از آن شكسته و از بين رفته و قسمت سالم آن هم ، شكسته بوده كه به همديگر چسبانده اند و در متن سالم آن هم ريختگي هايي وجود دارد ، ولي آنچه از آن باقيمانده داراي كمال اهميت است. در اين فرمان از آزادي ، حقوق بشر، آزادي اديان و...سخن گفته شده است و به همين دليل اين نوشته نخستين منشور جهاني حقوق بشر نام گرفت. حقوقي كه امروزه پس از دوهزارو پانصد سال آرزوي تحقق آن را در سر مي پرورانيم.اهميت چنين سخناني هنگامي معلوم مي شود كه پيرامون ايران آن زمان را نظري بيفكنيم. در آن زمان پادشاهان آشور و بابل از بريدن سر و سوزاندن اسيران و درآوردن چشم به عنوان افتخارات جنگي در سالنماي خود ياد مي كردند و اعلاميه هاي آنان حاوي شرح خونريزي هاي آنان بود. مقايسه آن اعلاميه ها با اعلاميه كورش ، مقام بلند و والاي كورش را به خوبي نشان مي دهد. وي به درخواست مردم بابل بدون جنگ و خونريزي وارد بابل شد و بي آنكه كسي از او برنجد فرمانروايي كرد و چنان بزرگمنش بود كه توانست افكار ديگران را هم قبول كند و آنها را در طرز فكر و انديشه آزاد بگذارد.آنان دين و آيين ديگري داشتند. او به دين و روش وآداب آنها احترام گذاشت و آزادي كامل به بابلي ها داد؛توجه
كنيد كه ايرانيان كه در آن زمان زرتشتي بودند و امپراطوري بزرگ ايران بيشتر نقاط جهان را تحت فرماندهي خود داشت ولي هرگز ملت هاي زيردست خود را مجبور به پذيرش دين زرتشت نكردند وهر كس در دين و آيين خويش آزاد بود. و اصولا در فرهنگ ايراني و آريايي اين نبود كه به كشور ديگري لشكركشي كنند تا دين خويش را به آن كشور ببرند. در زير گوشه هايي از نوشته هاي منشور كورش بزرگ را مي آورمآنگاه كه بدون جنگ و خونريزي وارد بابل شدم، همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم...ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلي بابل وجايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد....من براي صلح كوشيدم؛
من
برده داري را برانداختم ، به بدبختي آنان پايان دادم. فرمان دادم تا همه ي مردم در پرستش خداي خويش آزاد باشند وآنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند؛من
همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته بود، بگشايند؛همه
مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنها را آباد كردم...من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم..؛در
اين سخنان همان طور كه خوانديد كورش در دوهزاروپانصد سال پيش مردم را در پرستش خداي خويش آزاد گذاشت.چيزي كه امروزه در عصر فناوري وپيشرفت هنوز در خيلي از كشورها وجود ندارد.اين سند گرانبها باعث افتخار هر ايرانيست؛همانطور كه گفته شد در
تاريخ پرافتخار کشورمان زمانی وجود دارد که نیمی از جهان که شامل بیست و هشت ملیت گوناگون می شد زیر سلطه پادشاهی ایران بود و همانگونه که می دانید ایرانیان دینشان زرتشتی بود ولی هرگز ملیت های گوناگون زیر سلطه خود را که هرکدام دین و آیین ویژه خود را داشتند , مجبور به پذیرش دین زرتشت نکردند و همان طور که در فرمان کورش بزرگ خواندید همه مردم در پرستش خدای خویش آزاد بودند و حتی هیچ تبعیض و تمایزی بین افراد به خاطر دینشان گذاشته نمی شد و همان گونه كه پيش تر نيز اشاره شد کلا این موضوع که کشوری به کشور دیگر حمله کند و دین خود را به آن کشور تحمیل کند در فرهنگ ایرانی جایی ندارد؛گردآورنده
:آديش
پاسخ به پرسش ها
يكي از دوستان درباره جشن امردادگان و نيز فلسفه جشن چهارشنبه سوري پرسش كرده بودند؛
جشن امردادگان: درگاهشماري سي روزه زرتشتيان هفتمين روز از هر ماه امرداد نام دارد بنابراين روز هفتم امرداد به موجب برخورد نام روز و نام ماه جشن امردادگان برگزار مي شود. درباره چگونگي برگزاري اين جشن در زمان گذشته اطلاع چنداني در دست نيست. ولي ميتوان حدس زد كه نياكان ما در اين روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشين و دور از شهر مي رفتند و طي مراسمي اين جشن را با شادي و سرور در هواي آزاد و در دامن طبيعت برگزار مي كردند.امروزه نيز در برخي از شهرها و روستاهاي زرتشتي نشين جشن امردادگان برگزار مي شود.اين جشن اغلب در فضاي عمومي و با اجراي برنامه هايي مانند نيايش ، سرود ، دكلمه و سخنراني برگزار مي شود اگر چه آن شدت و شكوه گذشته خود را از دست داده است. توجه كنيد كه امرداد به معني جاوداني و بي مرگي است كه امروزه به نادرست مرداد جا افتاده كه غلط است و بايد امرداد گفته شود؛چهارشنبه سوري
: در بين زرتشتيان جشني وجود دارد به نام جشن پنجه كه درست در پنج روز آخر سال برگزار مي شود. نياكان ما در نخستين روز پنجه كه برابر با بيست و ششم اسفند به تقويم جديد مي شود اين جشن را با آتش افروزي در پشت بام ها وجلوي خانه ها پاس مي داشتند كه طي هزاران سال اين جشن آرام آرام تغييراتي كرده وامروزه به عنوان چهارشنبه سوري جا افتاده است كه در سه شنبه آخر سال برگزار مي شود؛براي آشنايي با جشن ها و مراسم زرتشتيان ، دو كتاب را پيشنهاد مي كنم كه مي توانيد يكي را به انتخاب خودتان تهيه كنيد و بخوانيد : ا- از نوروز تا نوروز نوشته كورش نيكنام/انتشارات فروهر...2- مراسم مذهبي و آداب زرتشتيان نوشته موبد اردشير آذرگشسب /انتشارات فروهر
براي تهيه اين كتاب ها اگر در تهران باشيد مي توانيد به فروشگاه انتشارات فروهر واقع در خيابان انقلاب - خيابان فلسطين جنوبي- شماره 6 - كتاب فروشي فروهر مراجعه كنيد؛
دوست ديگري درباره نجات دهنده آخر زمان در دين زرتشت(سوشيانس) به دنبال منبعي مي گشت . در زمينه سوشيانس دو كتاب خوب موجود است : ا- اسطوره سوشي